محمد مهريار
152
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
واژهشناسى : نام افجد همچنانكه گفتيم نشانى از روزگار كهن است ، از دو جزء تشكيل شده است . « اف » و يا « آف » و « جد » . جزء اول همان كلمهء « آب » است كه در واژههاى افسر ، افسار ، افسان « 1 » و غيره داريم و تبديل « پ » به « ف » در زبان فارسى رايج است چون پولاد و فولاد و پيل و فيل . و جزء دوم آن « جد » همان تحريف شدهء « كد » و « كده » است كه در واژههاى آتشكده و دانشكده و غيره داريم و روى هم رفته كلمهء افجد معادل آفجد معادل « آفكد » است . يعنى محل و جايگاه « آب » ، آنجا كه آبش فراوان است و چه خوب اسمى با مسمى بر اين محل پرآب و با طراوت نهاده شده است . دربارهء آب و اهميت آن در زندگانى مردم از اين پيش سخن گفتهايم و مىدانيم كه ايرانيان علاقه داشتهاند اين نام را در امكنه و محلهاى خود به كار ببرند . از اين جهت در اطراف ايران به ديهها و محلهايى برمىخوريم كه در همهء آنها به صورت آشكار و يا تغيير يافته ، يعنى به صورت كهن ، واژهء آب آمده است . مثل آبگرم ، آبكوك ، آبجويه ، آبجو ، خندآو ، خوشآو ، سرآو و غيره و يا اينكه به صورت ارگان معادل اورگان و اورموده ، اوشان ، اوشيان كه واژهء آب با تلفظ « او » آمده است و يا اينكه به صورت اوخوره معادل آخوره و نظاير اينگونه اسامى در سرتاسر ايران زياد است و همه نشان علاقهء مردم به آب و آبادانى است . الانآباد Ol n - b d در ميان ديههاى بخش كوهپايه ديهى داريم به نام الانآباد كه آمارگران مركز آمار ايران مثل ديگران آن را علونآباد با « عين » عربى نوشتهاند . مردم نيز آن را به همين صورت غلط و ناپسند استعمال مىكنند . در نوشتهها و دفترهاى دولتى نيز ديده شد كه آن را به همين صورت ناهنجار با « عين » تازى آوردهاند و اين غلطى فاحش است . ديههاى آن دهستان اغلب در دل درههاى كوهستان است و از اين جهت آن را دهستان كوهپايه مىنامند و اطلاق « جبل » بر آن البته بى جا است . ديه الانآباد در ديههاى اين دهستان پس از كوپا و فشارك از همه بزرگتر است و مطابق
--> ( 1 ) - افسان مركب از « اف » و « سان » . جزء اول همان « اف » معادل « آب » است و « سان » پسوند همانندى است به معناى آبمانند ، سنگى است كه بدان كارد و تيغ و شمشير را تيز مىكنند .